مدح و مرثیۀ حضرت سجاد امام زین العابدین علیهالسلام
دعا و اشک به قلبِ شکسته مرهم بود پس از حسین، همه عمر او مُحرّم بود برای روضه نیازی نداشت او به گریز به پیش چشم تَرَش روضهها مجسّم بود همین که طفل در آغوش مادری میدید "بـساط گـریـه برای دلـش فـراهم بود" صحیفه واژه به واژه مرور عاشوراست فـرازهـای صحـیـفـه مـرور مـاتـم بود اَنَا ابنُ مکّه و زَمزَم؛ صدا صدای کسیست که در لـبـاسِ اسـارت امـیـرِ عـالم بود به وقت خواندن خطبه میان مجلس شام اگرچه خسته، ولی مثل کوه محکم بود اَنَا ابنُ مَن قُتِلَ الصَّبر؛ وقت روضه رسید فـدای شاه شـهـیدی که بیکـفن هـم بود میـان این همه غـصّه، امـان ز ویـرانه پس از خرابه دِگَر قدُّ و قامتش خم بود |